جناب استاد محمد غوث صاحب

یارب ما گنهکاران هرگز نا امید نه ایم

زانکه بهر کرمت بزرگتر ز گناه ماست

جناب استاد محمد غوث صاحب کی بود؟
درد عشق
جناب استاد محمد غوث صاحب
جناب استاد محمد غوث صاحب - درد عشق
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

نه هیچ مدرسه و مکتب آموخت مرا

تنها عشق بود که سخن آموخت مرا

آنهم ز علم و حکمت خویش

ز مغزِ قرآن آموخت مرا

یارب تو نگهدار دلِ پُر آهم ز سوز

ترسم که مبادا ز سوزِ بسیار ماند ز سوز

ای یار دردت هیچ آرام نمیشه

بحز غم ز غم بیغم نمیشه

میان بسترِ دل خوابیده آرام

عجب خوابی که هیچ بیدار نمیشه

مولانا چو شمع از پی علم بخدا نرسید

بلکه از پی شمس بود که بخدا رسید

هیچ پرنده بر پرنده آشیان ندهد

هیچ سگ بر سگی استخوان ندهد

اما سگان را صفتِ وفا که خدا

آن صفت بهر حیوان ندهد

آن بلند پروازم که در اوج فلک آشیان دارم

سخن عشقست که از شورِ عشق این پیام دارم

هر بی سر لایق اسرار نیست

هر دیده لایق دیدار نیست

گر سخن شناسی خود دانیکه

هر زبان لایق گفتار نیست

هر لحظه که ز عمرِ ما گذرد

ز دوست بی یاد دوست نگذرد

یارب لطفت به دگران به ما نکنی

که ز درد آرامِ دلِ ما نکنی

پس نظرت بر ما نیست هم یارب

که ز غم بیغم دلِ ما نکنی

یارب اگر غرور ز کبریائی تو دارم

مگر شکستگی ز بنده گی تو دارم

ز می گه در شور و گه در جوشم

گه مست و خراب و گه مدهوشم

گه ببیخود و بیهوش ز آن جلوۀ

گه خاموش و گه ز خود فراموشم

زمیخانه مرا هستی دگر است

وز آن هستی مرا مستی دگر است

بهار آید و لاله سر کشد

بته ها قد و بلبلان پر کشد

غنچه ها باز و درختان پُر شگوفه

واه با آندلی که آهی سر کشد

یارب ز لطفت بینایم خود کردی

همه عالم به دیده ام خود کردی

دیدم اما عالمت ندیدم یارب

زانکه یک بینم خود کردی

یارب ز ازل رب ام توئی تو

همدم و هم نفسم توئی تو

ز تو هر سو که بینم یارب

هستی در دیده و دلم توئی تو

غوث این هستی زیبا چو خانۀ ما

پُر از رنج و غم روز و شبانۀ ما

مگر که شنویم ز آدم و هوا شنویم

که ز نفس و گناه نیست جز افسانۀ ما

گذشت دور آن عاشقان گذشت

گذشت دور آن مستان گذشت

که همه غرق می میخانه بود

و آنکه نبود عمرش چو خزان گذشت

اگر خار ز گل جدا نیست

زانکه حاصل دستِ یک باغبانیست

یارب هر دم که سوی توی بینم

تا ز مشکل آسانِ تو بینم

اما چکنم ز نظرت یا رب

که ز مشکل مشکلترِ تو بینم

ما هر چند که می نوشیم با آنهم

گر میفروش روا میخانه هم نوشیم

صفحه قبل صفحه 5 از 8 صفحه بعد